على رفيعى
196
تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)
1 - ابراز ناخشنودى از پيشنهاد مأمون امام رضا عليه السلام پس از رويارو شدن با دعوت مأمون ، با گفتار و كردار مراتب ناخشنودى خويش را از اين دعوت به گوش همگان رسانيد و اين سفر را يك سفر اجبارى و سفرى كه به شهادت او منتهى مىشود قلمداد كرد . امام عليه السلام اين مطلب را هم به هنگام وداع با بستگانش ، هم در وقت وداع پيامبر صلى الله عليه و آله و هم در زمان طواف خانه خدا به شيوههاى مختلف به گوش همگان رسانيد . « 1 » امام عليه السلام در اين موضع علاوه بر توجه دادن همگان به توطئه جديد مأمون ، همه كسانى را كه ممكن بود نسبت به آن حضرت - بهخاطر پذيرش دعوت خليفه - بدبين شوند ، به ماهيّت اين اقدام و اهداف شومى كه فراسوى آن بود آگاه و دلشان را از كينه مأمون لبريز ساخت . 2 - همراه نبردن هيچ يك از بستگان امام عليه السلام به تنهايى راهى مرو شد و هيچ يك از بستگان حتى تنها پسر خود حضرت جواد عليه السلام را همراه نبرد و بدين ترتيب به مأمون گوشزد كرد كه وى نه تنها به آينده كار خوشبين نيست ، بلكه اين سفر را خطرناك مىداند و چه بسا اگر فرزندش را با خود ببرد جان او نيز به خطر افتد . « 2 » 3 - تماس با پايگاههاى مردمى در طول سفر
--> ( 1 ) - حضرت پيش از ترك مدينه خويشان خود را جمع كرد و دستور داد براى وى مجلس سوگوارى تشكيل داده و گريه كنند . در پايان مبلغى پول در ميان آنان تقسيم كرد و فرمود : من هرگز از اين سفر بازنخواهم گشت ( دلائل الامامة ، ص 176 ) . مخول سَجستانى مىگويد : حضرت رضا عليه السلام براى وداع با رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد مسجد شد . . . من نزد او رفتم و پس از سلام به او تبريك گفتم . امام فرمود : مرا زيارت كن زيرا من از جوار جدّم بيرون مىروم و در غربت مىميرم و در كنار هارون دفن خواهم شد ( بحارالانوار ، ج 49 ، ص 117 ) . حضرت جواد عليه السلام كه - بنا به نقلى - در سفر به مكه همراه پدر خود بود ، با مشاهده طواف پدر ، ناراحت و افسرده در گوشهاى نشست . امام پس از فراغ از طواف نزد فرزندش رفت و از او خواست برخيزد تا بروند . حضرت جواد گفت : توان برخاستن ندارم . چگونه برخيزم در حالى كه مىبينم بهگونهاى با كعبه وداع مىكنى كه گويى ديگر به سوى آن بازنخواهى گشت ( اثبات الوصيّة ، ص 177 ) . ( 2 ) - واقعيتى كه اين احتمال را تقويت مىكند اين كه هر كدام از علويان مانند محمد بن جعفر و همراهان ، و محمد بن محمد بن زيد و . . . كه راهى مرو شدند جان سالم بدر نبرده و بازنگشتند .